نمی خوام بگم مثل گلی چون گلم هم یه روز پژمرده میشه...![]()
نمی خوام بگم سیاهی چشمات مثل شبهای ژر ستاره اس....![]()
چون شب هم بلاخره تموم میشه....![]()
نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی....![]()
چون آب که همیشه پاک نمی مونه.![]()
![]()
![]()
نمی خوام بگم مثل گلی چون گلم هم یه روز پژمرده میشه...![]()
نمی خوام بگم سیاهی چشمات مثل شبهای ژر ستاره اس....![]()
چون شب هم بلاخره تموم میشه....![]()
نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی....![]()
چون آب که همیشه پاک نمی مونه.![]()
![]()
![]()

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!
همیشه عاشق تنهاست
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
ودست منبسط نور روی شانه انهاست
نه ,وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که
غرق ایهامند.
نه,
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و عاشق یک هیچ می شوند کدر...
تو همون حس غريبي كه هميشه با مني
تو بهونه ي دل من واسه زنده موندني
تو يه روياي بزرگي تو دل پر از غمم
تو كجايي كه ببيني اين دل غم پرورم
به خدا دست خودم نيست ديگه حتي نميتونم
قصه ي عشقو براي دلاي عاشق بخونم
اخه دنبال صداتم تا همش باهاش بمونم
شعر عشق ادما رو با صداي تو بخونم
اول و اخر رويام ذكر و فكر تو نشسته
تو خودت بگو عزيزم دل من چرا شكسته
اهاي عزيز به من بگو شعر دلم رو دوست داري
يا اينكه با ترانه هات مرهم رو اين دل ميزاري؟
تو رو خدا ردم نكن نگو كه ناشناسي تو
اگه دلم يه وقت شكست به خدا تقصير كاري تو
اگه يه وقتي تونياي من با دلم چي كار كنم
واسه ي كي من بميرم يا با كي درد دل كنم
بيا ترانه ساز ميشم تا به دلم اميد بدي
با اون صداي خوشگلت ترانه امو صفا بدي
بيا واست دعا كنم تا كه تو هم دعام كني
پيش خداي عاشقا از دل من يادي كني
اهاي خدا تنهاش نذار به خدا خيلي غريبه
اخه تموم غمشو از نگاه تو ميبينه
توي ترانه هاش ميگه:خدا منو دوست نداره
اخه جلوي راه من درخت سيب رو ميكاره
حرفي ديگه من ندارم فقط فراموشش نكن
با رحمتت تو اي خدا دل اونو عاشق بكن
امروز دیگه تو اشعارم جایی واسه جدایی نیست![]()
میون حرفای دلم هیچ کجا بی وفایی نیست![]()
امروز میخوام واسه دلم قصه ی بی غصه بگم![]()
از عشق تو.دلبریات.از هرچی دل خواسته بگم![]()
درسته نیستی پیش من اما دل تو با منه![]()
خاطره های خوب تو قصه ی افکار منه![]()
درسته که بی خبری از اینکه میمیرم برات![]()
اما با این بی خبری جونمو میکنم فدات![]()
غصه نمیخورم عزیز چون دل تو با دلمه![]()
میخوام بهت چیزی بگم:دوست دارم یه عالمه![]()
غصه نمیخورم عزیز غصه یعنی دلواپسی![]()
نری یه وقت تنها بشم بدون هیچ خدافظی![]()
روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند
مرد پرسید شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر
خدایا شکر شکر به دادهات و نداده هات که میدانم یه چیزی میدانی که دادی یا ندادی